دعا خواندن و خواستن از خدا است

دعا خواندن و خواستن از خدا است

اردیبهشت 23, 1399

بازدیدها : 8

اخبار, متفرقه

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از توصیه ها دعا کردن است، اولاً این دعا کردن یعنی چه؟ آیا من فقط از خدا درخواست کنم یا دعا معنای دینی خاص خود را دارد؟

دعا خواندن است، از خدا خواستن است، واجب است که انسان مومن دعا داشته باشد، دعا خیلی برکات دارد، وجوب آن هم عقلی است هم شرعی است، دنیا دار بلا است، به قول طلبه‌ها می‌گویند صغری و کبری و نتیجه، دنیا دار بلا است، اگر بلاهایی که انسان دارد امکان دفع آن را داشته باشد، مثلاً بیماری و مرضی است، امکان دفع آن را دارد نزد طبیب برود و معالجه کند، این واجب می‌شود، رفع بلا عقلاً واجب است، دنیا دار بلا است، در بدن انسان، زنگی انسان اگر بلایی بود که هست، چون دنیا دار بالبلاء محفوفه است، نمی‌شود گفت بلا نیست، امیرالمومنین می‌فرماید دنیا داری است که به بلا پیچیده است، مخصوصاً برای مومنین بلا است، این هم یک لطیفه‌ای دارد که چرا برای مومن بلا هست، بلا برای همه بلا است اما برای مومن یک بلای ویژه‌ای است، و اگر بشود این بلا را دفع کرد یجب است، مثل یک آدمی که الآن بیمار است، طبیب هست، دارو هست، امکانات هست، بر او واجب است که معالجه کند، باید حفظ کند، حالا اگر در این عالم بلا بود و دفع بلا هم امکان دارد، وسائل هست یجب دفع آن، وقتی که این شد عالمی که بلا دارد، فقر دارد، مرض دارد، غم و غصه دارد، ظالم به او ظلم می‌کند، یمکن دفع این‌ها، اما به چه چیزی؟ چون همه امور دست خدا است، همه عالم دست خدا است، همه اسباب عالم دست او است، مسبب الاسباب او است، اگر آتش می‌سوزاند این سبب را خدا به او داده، اگر شمشیر می‌برد این سبب را او داده، می‌تواند آن سبب را بگیرد، حضرت ابراهیم در آتش افتاد اما خدا نخواست و جلوی سبب را گرفت، دعا می‌تواند جلوی سببیت اسباب را بگیرد. وقتی یک کسی می‌تواند سبب را بسازد هم او هم می‌تواند آن سبب را بردارد، چون او مسبب الاسباب است، خدا به این شمشیر این سبب را داده که ببرد، اما به گردن اسماعیل می‌گوید که نبرد، هر چه پیامبر با آن زور پیامبری نتوانست ببرد، اذن نمی‌دهد، اما به گردن امام حسین اذن داده، چون تو باید کشته شوی تا میلیاردها انسان در شهادت ایشان هدایت شوند، چون همه مشیت‌های الهی هم طبق مصلحت و حکمت است، یا مسبب الاسباب سبب، یا مفتح الابواب فتح، دست خدا است، ما غافل هستیم، ما در خانه غیر خدا رفتیم و به همین مقدار هم که رفتیم بلاهای ما هم سنگین شده.

تا اینجا دلایل عقلی دعا کردن بود، اما در شرع هم این همه آیات قرآن و این همه روایاتی که داریم و عمل انبیاء و اولیاء و اهل بیت و این همه دعا که دارند، این همه درس دعا است، لذا دارد که قُلْ مَا يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبّى‏ لَوْلَا دُعَآؤُكُم.[1] أبأ وزن أبد به معنای سنگینی و وزن است، مَا يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبّى این چه معنایی دارد؟ یعنی شما نزد خدا چه وزنی دارید لَوْلَا دُعَآؤُكُم یعنی وزن شما و ارزش شما به دعای شما است، یعنی اگر انسانی دعا نکند هیچ وزن و ارزشی نزد خدا ندارد، دعا به انسان ارزش می‌دهد، چرا؟ چون خدا نمی‌خواهد ما در بلا باشیم، راه قرار داده، می‌گوید تو دعا کن من بلا را برمی‌دارم، موسی هرچه می‌خواهی از من بخواه، دعای تمام انبیاء خواست از خدا است، تما این دعاهایی که در این ماه رمضان می‌خوانیم همه خواست از خدا است، اگر بنا باشد که دعا اثر نداشته باشد برای چه می‌خوانیم، لغو می‌شود، پس می‌شود تمام بلاها، تمام مرض‌ها را، تمام ظلم‌ها را با دعا برطرف کرد، و بالاتر از این‌ها، از کار خدا هم باید به خدا پناه برد، لَا مَنْجَى مِنْكَ إِلَّا بِالتَّضَرُّعِ‏ إِلَيْكَ.[2] خدا بر من غضب کرد، خدا لطف خود را از من برداشت به چه کسی پناه ببرم؟ إِلَّا بِالتَّضَرُّعِ‏ إِلَيْكَ یعنی اگر خدا از بنده ناراضی بود می‌خواهد بلا و عذاب بیاورد، نعمت را بردارد باز هم باید بیایید در خانه خدا، لَا مَنْجَى مِنْكَ إِلَّا بِالتَّضَرُّعِ‏ إِلَيْكَ إلا گدایی در خدا، لَا مَلْجَأَ وَ لَا مَنْجَى‏ إِلَّا إِلَيْك‏.[3] جمله خیلی جالبی است، پناه و نجاتی نیست از تو خدا إلا به خود تو، از خدا هم باید به خدا پناه برد، یعنی اگر خدا با من قهر کرد باز هم باید به در خانه خدا بروم. از غیر و ظالم باید به خدا پناه برد، حالا خدا که ظلم نمی‌کند اما من کاری کردم که خدا می‌خواهد من را چوب بزند باز هم باید به خدا پناه برد، لَا مَلْجَأَ وَ لَا مَنْجَى‏ مِنْكَ‏ إِلَّا إِلَيْك.[4] این غیر دیگران است، منک دارد، یعنی حتی از غضب و قهر تو اینکه دست من را نگیری پناهی جز خود تو ندارم، باز هم به تو پناه می‌آورم، و برای همه این‌ها باید دعا کرد، علیکم بالدعا.

چون در ماه مبارک رمضان درهای الهی به روز بندگان باز است، این یک ویژگی دارد، مثل روز جمعه، چون می‌گویند دعا در بعضی مکان‌های خاص و زمان‌های خاص اجابت می‌شود، یکی از بهترین زمان‌ها ماه مبارک رمضان است و بهترین ماه رمضان شب قدر است، یعنی بالاتر از شب قدر نداریم، دعا در شب قدر مثل دعا در هزار ماهی است که در او شب قدر نباشد، این ارزش دعای شب قدر است.

دعا آدابی دارد چند تا از آداب را فهرستوار عرض می‌کنم، اصرار در دعا، اصرار کردن، خدا دوست ندارد مومن از مومنی با اصرار یک چیزی بخواهد، یعنی یک فقیری می‌گوید آقا به من کمک کن، این فرد می‌گوید ندارم، او هم می‌رود، اما یک وقت این فرد دنبال آدم می‌‌آید و می‌گوید بده، این الحاح است، خدا الحاح از غیر را دوست ندارد، اما الحاح از خود را دوست دارد، خدا در عین حال که همه چیز عالم را قبل از همه چیز می‌داند، مقدرات را هم می‌داند، اما دوست دارد که خوانده شود، در روایات دارد که خدا این الحاح نسبت به دیگران را دوست ندارد اما الحاح و اصرار از خود را دوست دارد، انسان اصرار کند، همواره دعا کند، شب و روز دعا کنید، دعا برکات دارد، الطاف الهی است، لذا یکی از آداب دعا اصرار و الحاح است، ممکن است خدا الآن حاجت او را ندهد اما بالاخره می‌دهد، اینجا ندهد ذخیره آخرت است، اگر اینجا مصلحت نباشد و خواست او را ندهد قیامت می‌دهد، دعا ادعونی می‌خواهد، قرآن می‌فرماید ادْعُوني‏ أَسْتَجِبْ لَكُمْ،[5] همه مطلب در این ادْعُوني‏  ما اجابت نمی‌شویم چون دعای ما دعا نیست، چرا؟ برای اینکه من دعا می‌کنم اما به رئیس اعتماد می‌کنم، به پدر اعتماد می‌کنم، به مادر اعتماد می‌کنم، به رفیق اعتماد می‌کنم، به داخل اعتمام می‌کنم، به خارج اعتماد می‌کنم، این دعا نیست، ادْعُوني‏ نیست، یعنی فقط خدا را بخواهیم، اگر من او را خواستم و نظر به پدر هم داشتم، گفتم خدایا گره من را باز کن بعد پدر را هم در نظر بگیرم این می‌شود یک نحوه شرک، شرک خفی، او باید در را باز کند، اگر پدر هم می‌خواهد باز کند باید او اذن دهد، مادر بخواهد شیر دهد باید او اذن دهد، غیر خدا اگر بخواهد باز کند باید با اذن خدا باشد، هیچ برگی از درخت بدون اذن الهی نمی‌افتد، اگر ظالم هم به ما ظلم می‌کند این با اذن الهی است، خدا می‌تواند این اذن را بردارد، لذا می‌فرماید دعا کن، تکرار کن، اصرار کن، اما به شرط اینکه دعا ادعونی باشد، یعنی بدانیم که فقط باید خدا گره‌ها را باز کند، دل به غیر نبندید، این‌ها همه اسباب هستند، همه مثل شما فقیر هستند، فقیر دست نزد فقیر دراز نمی‌کند و دست نزد غنی دراز می‌کند و جز خدا غنی نیست، أَنْتَ‏ الْغَنِيُ‏ وَ أَنَا الْفَقِير.[6] همه دست خدا است، یکی اینکه مخفیانه دعا کنید، دعای اجتماعی هم داریم، دعای مخفی هم داریم، یعنی انسان هر دو را داشته باشد، هم شب در خانه دعا کند، همیشه در بین مردم نباشد که ریا باشد، هم در بین مردم باشد که این دعای اجتماعی مورد عنایت الهی است، دَعْوَةُ الْعَبْدِ سِرّاً دَعْوَةً وَاحِدَةً تَعْدِلُ سَبْعِينَ دَعْوَةً عَلَانِيَةً.[7] لذا دارد که یک دعوت مقابل هفتاد دعوت است، تعمیم در دعا، انسان نباید فقط برای خود دعا کند، بلکه باید دعا عمومی باشد، خانواده و بستگان و مومنین و مومنات همه را در نظر بگیرد، تعمیم در دعا موجب اجابت الهی است، یک وقت است که من برای خودم یک چیزی می‌خواهم یک وقت برای همه می‌خواهم، از علامه طباطبائی نقل شده که ایشان فرمودند من هیچگاه برای خودم دعا نکردم، یعنی همه دعاها عمومی است، وحی کرد خداوند به موسی يَا مُوسَى كُنْ إِذَا دَعَوْتَنِي خَائِفاً مُشْفِقاً وَجِلًا عَفِّرْ وَجْهَكَ لِي فِي التُّرَابِ وَ اسْجُدْ لِي بِمَكَارِمِ بَدَنِك.[8]  با خوف، خشیت، سر روی خاک گذاشتن، این طور دعا کن، با خضوع و خشوع، تقدیم مدح الهی اول مدح خدا کند، بگوید انت ارحم الراحمین مثلاً صفات اینگونه، یا قبل و بعد دعا صلوات باشد، اعتراف به گناه باشد، چون اعتراف به گناه خود رقت قلب می‌آورد، انقطاع الی الله، یعنی دیگر به غیر توجه نداشته باشد، فقط دست خدا است، گره دست خدا است باز کردن هم دست خدا  است، از دیگران کامل قطع امید کند، امید داشتن به دیگران شرک خفی است، چون این یعنی شما او را موثر می‌دانید در حالیکه باید خدا را موثر بدانید، خدا به دل پدر می‌اندازد، چرا پدر و مادر فرزند را دوست دارند و دیگران نه، این دست خدا است، چرا مادر بچه خود را اینقدر دوست دارد و دیگران ندارند، این دست خدا است، همه محبت‌ها از جانب خدا است، بعد دارد که باید در دعا گریه کند، مضمون روایت این است که بین بهشت و جهنم عقبه‌ای است که از آن عقبه فقط اهل گریه می‌گذرند.


[1]. مكاتيب الأئمة عليهم السلام، ج‏1، ص365، شماره 104، كتابه عليه السلام إلى أمراء الأجناد

[2]. المقنعة، ص425، باب22، باب مواضع الصلاة في الكعبة

[3]. بحار الأنوار (ط – بيروت)، ج‏92، ص84، باب 75 الدعاء لوجع الفرج

[4]. من لا يحضره الفقيه، ج‏1، ص470، باب ما يقول الرجل إذا أوى إلى فراشه

[5]. سوره غافر، آیه 60

[6]. زاد المعاد – مفتاح الجنان، ص494، أعمال مصلى أمير المؤمنين عليه السلام:

[7]. الكافي (ط – الإسلامية)، ج‏2، ص476، باب إخفاء الدعاء

[8]. الكافي (ط – الإسلامية)، ج‏8، ص44، حديث موسى ع

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *