سلسله مباحث درس اخلاق حضرت آیت الله هاشمی علیا(حفظه الله) با موضوع شرح رساله حقوق امام سجاد(علیه السلام)

سلسله مباحث درس اخلاق حضرت آیت الله هاشمی علیا(حفظه الله) با موضوع شرح رساله حقوق امام سجاد(علیه السلام)

خرداد 24, 1399

بازدیدها : 175

اخبار, متفرقه

بسم الله الرحمن الرحیم

و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین

در فرمایشات نورانی امام سجاد(ع) به بحث درباره حق‌الله می‌پردازیم:

فَأَمَّا حَقُ‏ اللَّهِ‏ الْأَكْبَرُ فَإِنَّكَ تَعْبُدُهُ لَا تُشْرِكُ بِهِ شَيْئاً فَإِذَا فَعَلْتَ ذَلِكَ بِإِخْلَاصٍ جَعَلَ لَكَ عَلَى نَفْسِهِ أَنْ يَكْفِيَكَ أَمْرَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ يَحْفَظَ لَكَ مَا تُحِبُّ مِنْهَا[1]

عبادت در قرآن کریم و روایات به دو معنا استعمال شده؛

یکی به معنای پرستش.

و دیگری به معنای اطاعت.

در آیه شریفه داریم که آنان سنگ‌ها و چوب‌ها را اطاعت نمی‌کنند بلکه عبادت وپرستش می‌کنند (همان‌هایی را که خود درست کردید عبادت می‌کنید) یا مثلاً أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُول‏ [2] اطاعت رسول به معنای عبادت ایشان نیست بلکه، به معنای اطاعت فرمان رسول است. انسان ممکن است شیطان را هم، پرستش کند و هم اطاعت. گاهی هوای نفس، معبود انسان است (قرآن مجیدتعبیر به اله می‌کند) و انسان، هوای نفس را پرستش می‌کند که در این‌جا پرستش به معنای اطاعت است چرا که کسی نفس خود را عبادت نمی‌کند.

درباره خداوند می‌تواند هم‌ عبادت ‌و پرستش‌ باشد، هم اطاعت؛ اطاعت، رمز قبولی اعمال است.

روایات و آیات فراوانی داریم که ارزش اطاعت فرمان خدا را بیان می‌کند ازجمله روایت امیرالمؤمنین است که می‌فرمایند: بِالطَّاعَةِ يَكُونُ‏ الْإِقْبَالُ‏.[3]؛ اگر می‌خواهی خدا به تو توجه کند، باید او را اطاعت کنی أَجْدَرُ النَّاسِ‏ بِرَحْمَةِ اللَّهِ أَقْوَمُهُمْ بِالطَّاعَةِ. [4]؛ سزاوارترین مردم به رحمت الهی آن‌هایی هستند که بیشتر مطیع خدا می‌باشند؛ سعی می‌کنند حتی مکروهات را انجام ندهند تا از محرمات هم دوری کنند و برآنند که مستحبات را انجام دهند تا یقین کنند که واجبات را انجام داده‌اند. آدمی‌که به مستحبات مقید باشد، واجبات را به طریق اولی انجام می‌دهد. کسی که به ترک مکروهات مقید باشد معلوم است که به محرمات دقت دارد. أَجْدَرُ النَّاسِ‏ بِرَحْمَةِ اللَّهِ أَقْوَمُهُمْ بِالطَّاعَةِ قیام کرده طاعت الهی را دربست انجام دهد. سبقت بگیر و مبادرت کن به طاعت و فرمان‌برداری خدا تا سعادتمند شوی؛ سعادت در پرتو طاعت الهی است.

امیرالمؤمنین(ع): أَكْرِمْ‏ نَفْسَكَ‏ مَا أَعَانَتْكَ‏ عَلَى‏ طَاعَةِ اللَّهِ‏. [5]؛ به خودت رسیدگی کن و غذای خوب به نفست بده. خواسته‌های نفست را اجابت کن تاجایی که مطیع تو است اما، اگر دیدی تخلف می‌کند، با نفست جهاد کن و برایش کم بگذار. اگر در اطاعت و بندگی همراه تو است او را رفاه و آسایش بده. نفسی که انسان را در طاعت الهی همراهی می‌کند خواسته خلاف ندارد اما، اگر دیدی خلاف می‌کند و از طاعت فرار می‌کند، خواسته‌هایش را اجابت نکن.

امیرالمؤمنین(ع): فَاجْعَلُوا طَاعَةَ اللَّهِ‏ شِعَاراً [6]؛ اطاعت خدا را شعار خود قرار دهید، همواره در طاعت باشید و لباس طاعت بپوشید. شعار انسان طاعت الهی باشد.

آیات و روایاتی داریم که انسان را به اطاعت و بندگی خدا و ترک گناه و معصیت پروردگار دعوت کرده است. البته طاعت خدا مطلوب است و طاعت پیامبر(ص)، ائمه معصومین(ع) و اولیاء الهی که در مسیر خدا هستند اطاعت الهی محسوب می‌شود و درست است.

امام صادق(ع): مَنْ أَطَاعَ رَجُلًا فِي مَعْصِيَةٍ فَقَدْ عَبَدَهُ..[7] ؛ اگر انسان، کسی را در معصیت الهی مطلعت کند در واقع او را پرستش کرده، این اطاعت در واقع عبادت آن فرد است.

خداوند در قرآن می‌فرماید: وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلاَّ وَ هُمْ مُشْرِكُون[8] ؛ اکثراً ایمان ندارند و کافرند و زباناً می‌گویند مؤمن هستیم چون حقیقت عبادت این‌گونه نیست؛ ارزش و آثار عبادت در صورتی است که توأم با خلوص باشد. عبادت جن و انس را داشته باشد اما، خلوص نداشته باشد شرک است. حالا قائل به تعدد اله باشد یا نباشد آن که قائل به وحدت باشد زباناً بگوید اشهد ان لا إله إلا الله اما، ریا در کار باشد و غیر خدا در عمل وارد شود شرک خفی است.

آن قبلی شرک جلی و علنی است و شرک خفی نوعاً در اعمال ما وجود دارد. ارزش تمام اعمال به خلوص در عبادت است. تمام ارزش‌هایی که در آیات و روایات آمده برای آن عملی است که خالص باشد و نوعاً اعمال ما توأم با نیت خالص نیست و این مسئله‌ای است که باید روی آن کار کرد. خیلی باید با نفس در کارها سروکله زد؛ بزرگان و علماء گاهی در آن می‌مانند.

ملاک ارزش طاعت انسان، عبادت، امتثال فرمان الهی، ثواب و اجر و قبولی اعمال همه به اخلاص بستگی دارد. اگر اخلاص نباشد، اعمال صحیح نیست، ثواب ندارد و تکلیف از انسان برداشته نمی‌شود.

این همه ثواب که برای تحصیل علم و نشستن در مجلس علم گفته شده و روایات متعددی که برای ثواب‌های بی‌حد و حصر اعمال و عبادات است فقط در سایه اخلاص محقق می‌شود. اگر اخلاص (که روح عبادت است) در آن نباشد مانند جسم مرده‌ای است که هدیه فرستادیم. انسان‌هایی که عبادات خالصانه دارند هدیه‌ای که می‌فرستند مانند یک جوانِ به تمام معنا کامل است اما، آن که ریا دارد تنها یک جسم فرستاده و این توهین به خدا است. باید از ریا به خدا پناه برد.

اگر اخلاص باشد همه چیز و همه‌کس حذف می‌شود و در نتیجه توکل بیشتر می‌شود. وقتی بدانم که این‌ها رزاق من نیستند و برای من کاره‌ای نیستند و از خدا بخواهم، او همه دل‌ها را نسبت به من صاف می‌کند. اگر او بخواهد جور می‌کند از آنجایی هم که فکر نمی‌کنی جور می‌کند پس در خانه خدا برویم و ناز خدا را بکشیم. اگرانسان 70 سال هم عبادت کند جای ناز کشیدن خدا را دارد چون خدا ما را خلق کرده و جز او کسی را نداریم؛ نیازها را باید خدا برآورد. مولای رئوف و مهربانی داریم، عبد ذلیل او هستیم پس هیچ جهتی ندارد که به دیگری پناه ببریم. اگر غیر خدا آمد، کار خراب می‌شود.

قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى‏ إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَدا [9]؛ کمال انسان لقاء الهی است، سعادت انسان ملاقات رب است. فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَدا؛ کارها را برای خدا انجام دهیم و برای احدی کار نکنیم زیرا هرکس کارها را برای غیر خدا انجام دهد، او مشرک است.

پیامبر اکرم(ص):  مَنْ صَلَّى صَلَاةً يُرَائِي بِهَا فَقَدْ أَشْرَكَ وَ مَنْ‏ صَامَ‏ صَوْماً يُرَائِي‏ بِهِ‏ فَقَدْ أَشْرَك‏[10] ؛ نمازجماعت می‌خواند و امام جماعت است اگر ریا کند مشرک است. وَ مَنْ‏ صَامَ‏ صَوْماً يُرَائِي‏ بِهِ‏ فَقَدْ أَشْرَك ؛ روزه گرفته اگر ریا کند، مشرک است. وقتی نماز و روزه با این اهمیت در صورتی‌که ریایی باشد شرک است بقیه اعمال پس رفت و آمدهایمان، بحث‌ها و سکوتمان و همه اعمالمان باید خدایی باشد. هرجا غیر خدایی بود آن همان شرک خفی است.

امام جواد(ع): أَفْضَلُ‏ الْعِبَادَةِ الْإِخْلَاص‏  [11]؛ عالی‌ترین عبادت همان اخلاص است اخلاص است که به عبادت ارزش می‌دهد. (اگر ریا باشد نماز باطل است).

امام رضا(ع): عَنْ أَبِي الْحَسَنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا ع عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع أَنَّهُ قَالَ: الدُّنْيَا كُلُّهَا جَهْل‏ إِلَّا مَوَاضِعَ الْعِلْمِ وَ الْعِلْمُ كُلُّهُ حُجَّةٌ إِلَّا مَا عُمِلَ بِهِ وَ الْعَمَلُ كُلُّهُ رِيَاءٌ إِلَّا مَا كَانَ مُخْلَصاً وَ الْإِخْلَاصُ عَلَى خَطَرٍ حَتَّى يَنْظُرَ الْعَبْدُ بِمَا يُخْتَمُ لَهُ ‏[12]؛ دنیا همه‌اش جهل است. إِلَّا مَوَاضِعَ الْعِلْمِ ؛ مگر مواضع علم. وَ الْعِلْمُ كُلُّهُ حُجَّةٌ ؛ علم تمام آن حجت است يعنى وزر و بال است إِلَّا مَا عُمِلَ بِهِ [13]؛ یعنی علمی‌که به آن عمل نشود بودش مانند نبودش است و وجودش چون عدمش است. آدم چیزی را نداند یا بداند و عمل نکند چرا که دانستن مقدمه عمل است لذا علم با اهمیتی که دارد اگر همراه عمل نباشد وزر و وبال است. الْعِلْمُ كُلُّهُ حُجَّةٌ إِلَّا مَا عُمِلَ بِهِ؛ هرعلمی‌جهل است مگر آن‌که به آن عمل شود.

وَ الْعَمَلُ كُلُّهُ رِيَاءٌ؛ همه اعمال ریا است. نوعاً عاملین به اعمال نظرهایی دارند به عنوان مثال پدر و مادر می‌گویند ما این بچه را بزرگ می‌کنیم که روزی مبادا دست ما را بگیرد به همین‌مقدار پدر و مادر ناخالص هستند و همین شرک خفی است. بچه باید دست بگیرد یا خدا اما اگر بگویند خدایا این بچه را تربیت می‌کنم که آثار خیر و برکاتش در آخرت به من برسد و بنده صالحی و مؤمنی برای جامعه تربیت کرده باشم؛ فرزندی تربیت کرده باشم که اهل عبادت و بندگی خدا باشد عبادت خالص است.

پس ثمره اعمال همه جهل است إِلَّا مَا كَانَ مُخْلَصاً؛ مگر عملی که اخلاص در آن باشد فقط برای خدا باشد. حالا در این همه اعمال که انسان‌ها انجام می‌دهند چند عمل پیدا می‌شود که از انسان‌هایی باشد که آن‌قدر خودساخته و عالم هستند و می‌دانند که علم و اعمالشان درصورتی مورد قرب الهی است و رشدشان می‌دهد که خالص باشد؟! وَ الْإِخْلَاصُ عَلَى خَطَرٍ؛ مؤمن مخلص هم هست که همه اعمال را برای خدا انجام می‌دهد اما، این اخلاص در خطر است. 50 سال عبادت خالصانه انجام می‌دهد اما، یک لحظه عُجب و ریا همه را باطل می‌کند لذا تا زمانی که عمل مخفی است خدا اجر آن عمل مخفی را می‌دهد اما وقتی آشکار شد عملش ثواب عمل آشکار را خواهد داشت و اگر ریا کرد که دیگر هیچ؛ عملش باطل است. حَتَّى يَنْظُرَ الْعَبْدُ بِمَا يُخْتَمُ لَهُ ؛ پس باید نظر کند که عاقبتش چه می‌شود. می‌تواند این عمل خالص را تا زمان مرگ حفظ کند.

خیلی همت گدایی در خانه خدا می‌خواهد که خدا ما را به خود وانگذارد. خدا را ناظر بر اعمالمان بدانیم و خود را به او وصل کنیم. اگر خود را وصل نکنیم کارمان به‌جایی نمی‌رسد. هرچه قصدمان را خدایی کنیم، عنایت خدا بیشتر می‌شود. هرچه هواهای نفسانی بیاید، در کارمان گره بیشتری می‌افتد و ثواب هم ندارد یعنی هم دنیایمان از بین می‌رود، هم آخرتمان لذا طلبه به اشک نیاز دارد. اگر طلبه‌ای اشک چشم نداشته باشد و از خدا استمداد نکند، به جایی نمی‌رسد. چه بسا عمل آن کارگر مورد قبول باشد اما، از طلبه قبول نشود.

یکی از بزرگان فرزندش بیمار شد. یکی از اهل‌الله را دید و از او خواست برای فرزندش حمد شفا بخواند با اینکه فرزند در خانه بود و آن فرد در جایی دیگر اما، با خواندن حمد بچه شفا یافت. مرد که دید بچه به حمد آن اهل‌الله شفا یافته گفت بروم و به او بگویم قرائت حمدش را درست کند. وقتی این حرف را به او زد آن فرد گفت نمی‌خواهی حمد را پس می‌گیرم! و همین شد که بچه دوباره بیمار شد. گاهی خدا نماز غلط یک فرد را از یک عمر نماز من طلبه بهتر می‌پذیرد و بالاتر می‌داند. سعی کنیم دستمان را در دست امام‌زمان(عج) بگذاریم و همواره اشک سحر داشته باشیم. از اشک سحر و مناجات نیمه شب غافل نشوید.

پس عمل خالص این است که انسان از هیچ‌کس توقع ندارد (چه مادی و چه غیر مادی) و کار را برای خدا می‌کند.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته


[1]. تحف العقول، النص، ص256، رسالته ع المعروفة برسالة الحقوق

[2]  سوره نساء،‌ آیه 59

[3] . تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص181، فضيلة طاعة الله تعالى …..

[4] . عيون الحكم و المواعظ (لليثي)، ص112، الفصل التاسع في وزن أفعل و يعبر عنه بألف التعظيم …..

[5]. عيون الحكم و المواعظ (لليثي)، ص78، الفصل الثالث بلفظ الأمر في خطاب المفرد …..

[6]. نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص313، الوصية بالتقوى …..

[7] . الكافي (ط – الإسلامية)، ج‏2، ص398، باب الشرك ….. 

[8] . سوره يوسف ،آيه 106

[9] . سوره كهف، آيه 110

[10]. بحار الأنوار (ط – بيروت)، ج‏67، ص222، باب 54 الإخلاص و معنى قربه تعالى …..

[11]. مجموعة ورام، ج‏2، ص109، الجزء الثاني

[12]. عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج‏1، ص281، باب فيما جاء عن الإمام علي بن موسى ع من الأخبار المتفرقة …..

[13] . بحار الأنوار (ط – بيروت)، ج‏67، ص242، باب 54 الإخلاص و معنى قربه تعالى …..

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

کد امنیتی 39 − 37 =